آتوسا " ی هخامنشی بلند پایه ترین بانوی پارس "
او دو برادر تنی به نامهای " کمبوجیه " و" بردیا " داشته . خواهر آتوسا نیز " ارتیستون " نام داشت
آتوسا در لغت به معنای خوش اندام است. همچنین به معنای قدرت و توانمندي
او دختر زیبا، دلفریب و فوق العاده ای کوروش بزرگ بود
به روایت هرودوت ، گفته شده کمبوجیه عاشق آتوسا شد و مغهای زرتشتی را جمع کرد و از آنها خواست که این ازدواج را برای او قانونی کنند ... ه
آتوسا بر اساس سنت زرتشتی، یا شاید به دلایل سیاسی و با پافشاری " کمبوجیه "بر ازدواج با او به همسری کمبوجیه در آمد
به نادرست گفته شده بود در ایران قدیم ازدواج خواهر و برادر مرسوم بود و علت آن هم نگه داشتن ثروت در خانواده سلطنتی بود و آتوسای هخامنشی از نخستین کسانی بود که با خویشاوندان خود ازدواج کرد( اما طبق اسناد موجودی که در سده های اخیر به دست آمده در ایران باستان شاه و ملکه را خواهر و برادر ملت می خواندند و این به معنا خواهر و برادر بودن آن دو نبوده واین سنت ازدواج بطور حقیقی وجود نداشته و فقط اتهامی به کمبوجیه از سوی هرودوت و روحانیون مصری میباشد) .پس ازخودکشی کمبوجیه در مصر، آتوسا همسر" بردیا " ، یا شاید بردیای دروغین- گیومت مغ شد
پس از سرنگونی بردیای دروغین بدست داریوش بزرگ وهفت نفر از جوانان نجبای پارسی و بر تخت نشینی داریوش یکم ، آتوسا همسر داریوش بزرگ شد . ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت داریوش بزرگ را قانونی جلوه می دادواز آنجا که آتوسا با هوش، با فرهنگ ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب می آمد
در اصل داریوش با دو تن از دختران کوروش ، " آتوسا " و " ارتیستون " و همچنین نوه ی او "پارمیس "دختر بردیا ازدواج کرد. اینگونه به نظر میرسد که داریوش بزرگ در پی آن بوده است خود را مستقیما به خاندان هخامنشی مرتبط کند
پس از آن آتوسا " خشایارشاه " را به دنیا آورد
البته آتوسا همسر اول داریوش شاه نبود و داریوش شاه از همسر اولش دارای پسرانی بود که همگی از خشایارشاه بزرگتر بودند
...
آتوسا ملکه ی بیش از 28 کشور آسیایی در زمان امپراطوری داریوش بزرگ بود
هرودوت از وی به نام " شهبانوی داریوش بزرگ " یاد کرده است
آتوسا شهبانوی ایران ، خواندن و نوشتن را به خوبی می دانست و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت.همچنین زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی باهیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند
آتوسا از قدرت فوق العاده ای برخوردار بود و در دوره جنگ با یونان داریوش شاه همواره از نصیحتهای او بهره می جست. او حتی علاقه مند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. آتوسا چندین بار در لشکرکشی های داریوش بزرگ یاور فکری و روحی او بود. چندین نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است
هرودوت از قول آتوسا نقل می کند که آتوسا به داریوش شاه می گوید" چرا نشسته ای و عازم جنگ نمی شوی و سرزمینهای دیگر را تسخیر نمی کنی پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو شایسته است که عازم جنگ شود و به پیروزیهایی نائل شود تا به ایرانیان ثابت شود مرد قابلی بر آنها حکمرانی می کند. " اگر گفته هرودوت اغراق آمیز هم باشد باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر شوهرش می باشد
آتوسا به خوبی از اوضاع فرهنگی زمان خود آگاه بود و از حضور یونانیان و دیگر ملیتها به دربار بسیار بهره می برد
آتوسا، يكي از برجستهترين زنان در تاريخ ايران قديم است. او پس از ازدواج با داریوش شاه لقب" بانوی بانوان " می گیرد.در واقع پس از آناهیتا او دومین کسی بود که لقب " بانو" که یک عنوان مذهبی بود، گرفت زیرا اینچنین لقبی کمتر به ملکه ها داده می شد
...
آتوسا بانویی است که در روایات عامیانه ی یونانی محور، دلیل جنگ داریوش شاه با یونان است.اما کاملا واضح است که داریوش شاه به منظور تلافی مداخله آتنیان در تاراج سارد و به آتش کشیدن معبد ایزد بانوی بومی سیبله، به یونان لشکر کشی کرد
آتوسا از داریوش چهار پسر داشت : خشایار شاه که بزرگترینشان بود . ویشتاسب فرمانده نیروهای باختری و سکایی در سپاه خشایارشاه. مسیشت یکی از سرفرمانداران ارتش خشایارشاه . و هخامنش فرماندار مصرو فرمانده ناوگانهای مصری در سپاه خشایارشاه
پس از آنکه داریوش بزرگ ،پادشاه اسطوره ای ایران بعد از 36 سال سلطنت درگذشت ، پسرش خشایارشا فرزند او وآتوسا شهبانوی پارسی ،جانشین او شد
بر خلاف روایات هردوت که میگوید در آستانه ی لشکرکشی داریوش به مصر ( اواخر عمر او ) پسرانش بر سر جانشینی او به کشمکش پرداختند ، و سرانجام با اعمال نفوذ آتوسای مقتدر ، خشایارشاه به جانشینی پدر برگزیده شد . برجسته نگاریهای داریوش و خشایارشاه جوان بردروازههای " پارسه " - تخت جمشید - گویای آن است که خشایار شاه در زمانی زودتر و به صراحت از طرف خود داریوش بزرگ ، به جانشینی او برگزیده و معرفی شده بود و آتوسا از دخالت در این امر مبرا است
...
شهبانوی پارسی ، در زمان فرمانروایی پسرش خشایارشاه ، مقام بر جسته ی " مادر شاه " را دارا بود . او همسر خداوندگار پارس و مادر ارجمند خشایارشاه پادشاه قدرتمند ایرانی بود
خشایارشاه جوانیست سخت ماجراجو. اما آتوسا بانویی است سالخورده و خردمند ، که رفتاری باوقار و شاهانه دارد
.
.
.
" آتوسا شهبانوی پارسی " ، دختر کوروش کبیر، همسر داریوش اول و مادر خشایارشاه سر انجام در سن ۷۵ سالگی و به دلیل عوارض مربوط به سرطان ،۴۷۵ سال قبل از میلاد مسیح فوت کرد. گویند او به علت شرم ، بیماریاش را از پزشکان مخفی میکرده است
گفته میشود که بنای آرامگاهی موسوم به "کعبه ی زرتشت " ممکن است در ابتدا برای " آتوسا شهبانوی پارسی " در نظر گرفته و ساخته شده باشد
...
در لوح هاي گلي در مجموع به نام چهار زن از خانواده شاهي برمي خوريم: "آتوسا"، "ارتيستون"، "رته بامه" و "اپاكيش" ه
در لوح ها دو بار نام او را مي بينيم. در لوحي به ميزان جو و گندمي اشاره مي شود كه از درآمد ماليات به آتوسا اختصاص يافته است
در لوح هاي گلي ديواني اغلب به نام ارتيستونه خواهر كوچك آتوسا نیز برمي خوريم. او هم مانند خواهرش سهم مالياتي گندم و جو و انجير داشته است ."ارتيستون"، محبوب ترین همسر داریوش بوده است که به فرمان داریوش تندیسی زرین از او ساخته شده بود و پسران ارتيستون از فرماندهان خشایارشاه بودند
...
همانطور که میدانیم آخرین شاهان خاندان کیانی ،در اساطیر و حماسه های ملی ایران ، یاد آور و بر گرفته شده از برخی پادشاهان هخامنشی اند. بر همین اساس گفته میشود ، "هما " در اساطیر ایران، بر مبنای یادمانهایی از " آتوسا شهبانوی پارسی " و رویدادهی دوران داریوش و خشایارشاه، همسر و پسرش شکل گرفته باشد. جالب آن است که بهمن پدر هما نیز برخی از یادمانهای کوروش بزرگ را در خود دارد
همچنین داستان شیخصنعان ریشهدر داستان عاشقانهی زریادر و آتوسا در ایران باستان دارد. گفتنی است زریادرو آتوسا اختلاف سنی زیادی داشتهاند و بنا به اسناد تاریخی سن زریادر با سن پدرزنش، کورش، برابری میکرد و این جنبه در داستان شیخ صنعان ملقب به عبدالرزاق، به طور منحصر به فرد محفوظ مانده است
و دیگر آنکه خارس ميتيلنی رئيس تشريفات دربار اسکندر در ايران از داستان عاشقانهً بسيار معروفی در ايران سخن ميراند که قهرمانان آن زريادر (زرتشت) وآتوسا (دخترکورش) بوده که ثروتمندان ايران کاخهای خود را به تصاوير آنان مزين می نموده اند. اين اسطوره در شاهنامه به صورت داستان بيژن و منيژه به يادگار مانده است؛ چه خارس ميتيلنی نيز می گويد زريادر آتوسا را در خواب ديده و در جستجوی وی در آمد
...
آشیلوس نمایشنامه نویس قرن پنجم پیش از میلاد در یکی از نمایشنامه های خود تحت عنوان "ایرانیان" که اختصاص به جنگ خشایار شاه با یونانیان دارد از آتوسابه عنوان بانوی بانوان یاد می کند
...
علی رغم اینکه اطلاعات درمورد آتوسا بسیار محدود است اما آنچه مسلم است :آتوسا از زیباترین و قدرتمندترین زنان در طی تاریخ امپراطوری پر شکوه ایران زمین بوده است که هیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند. او از مشوقین بزرگ آموزش و پرورش پارسی بود. او شعر می سروده و از زنان ادیب و با خرد روزگار خود بوده است ...او خشایارشا ه ، پادشاه قدرتمند ایرانی را برای امپراتوری پارس به ارث گذاشت
یاد و خاطره ی " آتوسا "، ملکه آسمانی و بلند پایه ترین بانوی پارس ، تا ابد جاودان باد

آرامگاه كوروش بزرگ در پاسارگاد ــــــــ مراسم 2500 ساله ايجاد امپراتوري ايران دربرابرآرامگاه كوروش ــــ كوروش
كوروش بزرگ بنياد گذار كشور ايران ، مردي كه عموم تاريخ نگاران او را «انديشمند ، دادگستر و مهربان » توصيف کرده اند در مارس سال 530 پيش از ميلاد ــ 9 سال پس اعلام امپراتوري ايران درگذشت . وي يازده سال پس از ايجاد دولت واحدي از سه طايفه مهاجر قوم آرين - پارس ، ماد و پارت - شهر بابل ( در جنوب عراق امروز و پايتخت يک امپراتوري به همان نام) را تصرف و در آنجا در اكتبر سال 539 پيش از ميلاد ايجاد امپراتوري مشترك المنافع ايران را اعلام كرده بود.
امپراتوري ايران در زمان كوروش كه نام او در غرب با قلب تلفظ حروف يوناني ، سيروس و سايرس ، تلفظ مي شود از هند تا مرمره و از سيحون (سير دريا ) تا درياي سرخ امتداد داشت . كوروش براي اخراج طوايف آرال كه در آسياي ميانه وارد سرزمين هاي امپراتوري پارسها( تاجيكستان امروز و نواحي اطراف) شده بودند به اين منطقه رفته بود كه به سوي او كه سوار بر ارابه بود و سربازانش را در ميدان جنگ هدايت مي كرد زوبيني پرتاب شد و عمر وي پايان يافت. با وجود درگذشت كوروش ، سربازان او جنگ را بردند . آرالي ها تمدني عقب مانده و غير قابل قبول براي ايرانيان داشتند و كوروش مايل به آلوده شدن ايرانيان به اين تمدن از جمله همبستر شدن با زنانشان مقابل چشم ديگران نبود.
موسس و پدر كشور ايران كه مادرش ماد و پدرش پارس بود در ميدانهاي جنگ،هميشه در ميان سربازان بود و از آنان جدا نمي شد و جان خود را بر سر همين روش گذارد . او بارها گفته بود كه نبايد سرباز جان بركف نهد و بجنگد و افتخار پيروزي نصيب شاه شود كه دور از ميدان جنگ در چادر خود درميان نيروهاي محافظ و اسبان آماده براي فرار مي آسايد.
جنازه كوروش همچنان كه وصيت كرده بود به پاسارگاد پارس منتقل و مدفون شد و آرامگاه او تا به امروز باقي مانده است و پس از وي پسرش كامبيز دوم ( كامبوزبا ، كمبوجيا - كمبوجيه هم تلفظ شده است ) بر جاي او نشست كه مصر را ضميمه امپراتوري ايران كرد.
كوروش هنگام تعيين محل دفن خود از اين كه براي مدتي بسيار طولاني جسد او قطعه زميني را از ثمر دادن باز مي دارد از مردم ايران ( قبلا ) پوزش خواسته بود.
كوروش جهاني فكر مي كرد و همه ملتها را متساوي الحقوق مي دانست و عقيده به ايجاد يك دولت جهاني داشت تا جنگها و خونريزي ها پايان يابد و يک قانون واحد حاكم بر روابط ملتها باشد . اعلاميه او پس از فتح بابل كه سلطانش به آزار دادن ساير ملل و نيز اتباع خود شهرت داشت، نخستين منشور ملل متحد شناخته شده و نگهداري مي گردد.
كوروش پس از تصرف هرسرزمين كه مي كوشيد با كمترين تلفات انساني صورت گيرد ، رهبري آن ملت را تغيير نمي داد، آداب و قوانين و دين ايرانيان ( آيين زرتشت) را به آنان تحميل نمي كرد . وي شورائي از اين رهبران به رياست خود تشكيل داده بود و امپراتوري او در حقيقت يك جامعه مشترك المنافع بود و شرط عضويت در اين جامعه دادن آزادي به مردم خود ، بر قراري حكومت قانون ، منع بردگي و قطع ظلم و تعدي بود. ارتش كوروش سربازان اسير را به بردگي نمي فروخت و اموال ملت مغلوب را مصادره و غارت نمي كرد . يهوديان در كتاب مقدس خود كوروش را آزاديبخش و او را يك مسيح خوانده اند. كوروش اسيران يهودي دولت بابل را آزاد كرد و به وطن خود بازگردانيد و با پول ايران شهرهايشان را كه به دست سلطان بابل ويران شده بود مرمت و نوسازي كرد.
طبق نوشته برخي از مورخان ، فوت كوروش در چهارم مارس اتفاق افتاد.
42 ملت بودند كه در زمان داريوش بزرگ جزو ايالات ايران محسوب ميشدند كه در زير تمامي آنان را مينويسم
1- آريانا : هرات امروزي كه از نام هريررود مي آيد كه اهورا مزدا اين ملت را آفريده و اين به اين معني است كه در زوان داريوش اين قوم . قوم مهمي به حساب مي آمدند
2- آريايي ها : كه ايرانيان و هندي ها و ژرمن ها از اين نژاد بودند كه در زمان داريوش چيزي به نام المان وجود نداشت
3-آشوريان : همان بابليان (عراق كنوني) اما كجا كسي نميدادند
4 - آكوفيان : يكي از قبايل كم اهميت كه آوردنش در كنار اقوام هخامنشي دليل بر اين دارد كه داريوش بزرگ همه را يكي ميدانست و عدلش حكم ميكرد كه اين كار را بكند
5- حبشيان ( اتيوپيان) : ****
6- ارخوزيان كه در قندهار امروزي بودند
7- ارمنيان : ****
8- اسگرتيان : ؟؟؟ نميدانيم كجا بودند
9- اميرگيان : از سكاييان هستند
10- اورتوكوريبانت ها : احتمالآ سواحل درياي كاسپين (خزر) در شرق گرگان
11- بابليان : عراق امروزي و به معني كاخ ايزدي است و بغداد هم به معني خداداد است
12- باختريان (بلخيان) در ناحيه كنوني بلخ
13- پتيسخوريان : از همان قوم هاي پارسي است و به معني ؛ كساني كه بسيار محترمند ؛
14-پارتها : خراسان كنوني و سرزمين بر آمدن خورشيد و نمشان با پارسيان هم ريشه است
15 - پارسيان : حرفي ندارم!!!
16- پاريكانيان : سواحل خليج پارس و جنوب شرقي ايران كنوني
17- پاكتيان : ؟؟؟ نميدانيم كجا بود
18- تراكيان : مقدونيان امروزي
19- خوارزميان : خوارزم كنوني
20- درنگي ها : ناحيه كنوني سيستان و پارسي باستان نام زرنگيان را دادند
21- دهه ها به معني مردم آمده ولي نمي دانيم كجا بوده
22- ستغديان : ؟؟؟
22-سغديان : تاريخي پر افتخار دارند و نواحي بين النهرين و يا ناحيه كنوني سمرقند و بخارا باشد
23- سكاييان : قبرسيان
24-سكاييان تيز خود : اهل اوكراين امروزي
25- عربها : اين ها اصلا قبيله به حساب نمي آمدند بلكه مبلغي نقره به عنوان هديه به شاه پيشكش مي فرستادند
26-عيلاميان : ايلام و خوزستان امروزي شوش
27- قندهاريان : ميان كابل و تكسيلا
28- كاپادوكيه : شرق آسياي صغير ؛ آناتولي؛
29- كاري ها : غرب آسياي صغير
30- كاسپينها : اقوام كنار درياي كاسپين (خزر) كه از اقوام اصيل محسوب ميشدند گيلانيان
31- ساكنان دريا : احتمالا قبرس
32- كيمويان : سواحل شمالي درياي سياه
33- ليبيايي : ليبي امروزي
34- ليديايي : يهوديان اهل اسپانيا و آفريقاي شمالي
35- ماتيني ها : سواحل درياي اروميه
36- مادها :
37- مرويان : ناحيه مرو كنوني
38- مصريان : !!!
39- مكيان : قومي ناشناخته در سواحل خليج پارس در نزديكي تنگه هرمز
40-هنديان
41-هيركانيان : گرگان امروزي
42- يونانيان
.jpg)










